خدمات

طلاق یه بازی دو سر سوخته!

طلاق یه بازی دو سر سوخته!

روزنوشت وکیل میترا مشعوف

ساعت 6 بعداز ظهره. از سرکار برگشتم خونه. هوای سرد زمستون به صورتم سیلی میزنه. یه نفس عمیق میکشم بالاخره رسیدم. تا میام با خودم زمزمه کنم آخیش خونه، تاریکی خونه ضربه دوم بهم میزنه! چقدر آرزو دارم میام خونه چراغ روشن باشه بوی غذا تو خونه پیچیده باشه کتری چای قل قل کنه، خونه پر از بوی زندگی باشه و کسی در انتظارم!

میرم آشپزخونه. کتری پر از آب میکنم و گاز و روشن میکنم! آاااخ که چقدر دلم چای میخواد.  با هل یا دارچین یا گل سرخ؟ بوی هل! فهمیدم دلم هل میخواد! هل انتخاب خوب خودمه! فنجان گلدار خوشگلی که از انگلیش هوم خریدم از کابینت درمیارم و کیفور میشم انگار چای رقصان توی فنجان گلدار، عطر گل ها را گرفته. به درخت چنار زمستان زده  پشت پنجره خیره میشم چقدر با فنجان گلدار گرمم در تناقضه و با زندگیم هارمونی داره!

تلفن زنگ میخوره! لذت هم صحبتی گرم با یه دوست یا مزه مزه کردن نوشیدینی  دلخواهم یا هر دو! مدتیه تمام زندگیم را انتخاب میکنم فقط اراده و خواست خودم مهمه! استقلال و قدرت انتخابی  که حاصل رنج تنهاییه! گزینه دو ذهنم تیک میخوره چای و هم صحبتی! صدای بغض الود پشت تلفن میگه اوضاع زندگیش خوب نیست! مچ همسرش در فضای مجازی گرفته! با دلهره و تردید میگه چت و ویس مدرک هست یا نه ؟ سعی میکنه دخترک چهارساله گریان و پسر نه ساله اش آروم کنه! تشری میره و میگه بچه ها تنها دغدغه ام هستن اما اگه بابت مهریه خونه و بگیرم و ماشینش بفروشم  میتونم زندگیم بگذرونم! راستی نظرت چیه بقیه مهریه ام از پدر شوهرم بگیرم؟ پشت سر هم حرف میزنه. نه تنها میخواد همسرش به سزای عملش برسونتش تمام حق و حقوق خودش میخواد! هر کلمه ای که میگه شبیه کوبیدن چکش چوبی قاضی رو میز، تو ذهنم میپیچه. داریم به لحظه اضطراب آور نزدیک میشیم الانه که ازم بپرسه چیکار کنم ؟ الانه که بگه کمکم کن!  الانه که سکوت کنه و من باید حرف بزنم حرف هایی که براش خوشایند نیست. الانه که باید برای هزارمین بار در طول شغل وکالت به خاطر قوانینی که من وضع نکردم از سمت مشاورگیرنده ها مواخذه بشم.

بالاخره به لحظه دلهره آور میرسیم! میپرسه چه کار کنم؟ با اضطراب اضافه میکنه کمکم میکنی دیگه؟ تو اصلا پرونده طلاق میگری؟ بعد خودش جواب خودش میده که خب من بهترین دوستتم باید بگیری!

نه تنها چاییم سرد شده دلم هم هری ریخته پایین! من شاهد عقدش بودم. من خوب خوب ذوق خرید تک تک وسایل جهیزیه اش خاطرم هست. من با تولد بچه هاش اشک ریختم. من در شادیهاش حضور داشتم. من برای خونه جدیدی که با قرض و وام خریدن اشک شوق ریختم. گلوم صاف میکنم و میگم دختر دوست داری چی بشنوی ؟ میگه راستش بگو! میگم عزیزدلم  اگه تصورت از طلاق اینه که یه بده بستون متوازن بین حق و حقوق زن و مرد محقق میشه باید بگم اشتباه میکنی. طلاق یه بازی دو سر سوخته! سوختنش فقط بحث مالی نیست یه بعد بزرگش بعد احساسیه . انگار دنیا خاکستری میشه!  انگار کیفیت دنیا شبیه عکس های قدیمی میشه. همه چیز همراه با آه بلند و حسرته. طلاق شبیه هیچی نیست. شبیه مرگ نیست چون زندگی ادامه داره شبیه زندگی هم نیست چون یه چیزهایی برای همیشه در تو میمیره. پس بدون این اتفاق در آرام ترین و محترمانه ترین و توافقی ترین حالتش یه چیزی شبیه زلزله است. هیچ چیز شبیه قبل نخواهد بود. مخصوصا تو که با درد خیانت رو به رو شدی. درد خیانت احساس خشم انزجار و اندوه فراوان به تو میده حتی اعتماد به نفس و عزت نفست را نشانه میگیره. ممکنه در درونی ترین لایه های ناخودآگاهت از خودت احساس خشم کنی. با کلماتت فریاد بزنی لیاقت منو نداشت ولی در عمل میبنی تن به جراحی های و رفتارهای تهاجمی برای زیبایی دادی از پیکرتراشی گرفته تا انواع جراحی های زیبایی . این قصه پرغصه بسیاری از زنان خیانت دیده است. از بوتاکس شروع میشه و با کشیدن پوست و تزریق و پروتزهای مختلف ادامه پیدا میکنه. اینجاست که تو نه تنها روحت که جسمت هم سلاخی میکنی. برای اینکه به خودت ثابت کنی جذاب و خواستنی هستی فریب اولین زبان بازی میخوری که با یه شاخه گل سمتت میاد و زندگیت شخم میزنه و دار و ندارت برمیداره و میره! تو میمونی یه روحی که باقیمانده اش توسط لاشخورهای سرگردان این جامعه طوفان زده ضربه خورده.اونوقته که میان درد جسمی به حال قلب تکه تکه ات گریه میکنی و همش فکر میکنی چی شده انگار با یه سیلی محکم از یه خواب خوب پریدی.

بهش میگم جان من هر رابطه ای پر از تنش و اصکاکه اصلا نفس رابطه اصکاک و تنشه. اما تنش خوب داریم و تنش بد! صبر همه چیز درست میکنه. چو میتوان به صبوری کشید جور عدو ….. چرا صبور نباشم که جور یار کشم.

میگه تصمیم گرفتم . پشیمون نمیشم! دوباره محکم تر تکرار میکنه پشیمون نمیشم. بهش میگم من بهت مشاوره حقوقی میدم اما بدون طلاق و جدایی بیشتر از اینکه پایان دادن به یه رابطه از راه حقوقی باشه یه بحران جدی عاطفیه پس حتما از یه تراپیست کمک بگیر. خوشبختانه قبول میکنه.

ادامه میدم اگرچه تقسیم بندی که دارم میگم کاملا اکادمیک نیست اما عامیانه بهت بگم باید بدونی هر زنی در اثر ازدواج چند حق مالی براش بوجود میاد: 1. مهریه؛ 2. نفقه؛ 3. استرداد جهیزیه ؛ 4. اجرت المثل ؛ 5. هدایای رد و بدل شده  

یکسری حقوق مالی هم هست که ربطی به رابطه زوجیت نداره اما به خاطر در هم تنیدگی رابطه زن و شوهر مثل اموال و یا وجوه نقدی که بین طرفین رد و بدل شده  در این ارتباط باید تعیین تکلیف بشه

از طرف دیگه تعیین تکلیف حضانت بچه ها با توجه به اینکه حضانت فرزند دختر با فرزند پسر متفاوته هم از اون موضوعات مهمیه که باید تعیین تکلیف بشه.

میپرسه خب از کجا شروع کنیم؟

در توضیحاتم ادامه میدم که برای انجام امور خانواده سه سند به کار وکیل میاد. کارت ملی، تمام صفحات شناسنامه و از همه مهمتر سند ازدواج. سند ازدواجت کجاست. میگه همینجا. خب سند ازدواج باز کن. شروط ضمن عقد از اهمیت ویژه ای برخورداره. حق طلاق داری؟ میگه شرط ها را امضا کرده. میگم بجز اون شروط دوازه گانه شرط طلاق جداگانه داری؟ میگه نه! میگم بسیار خب. حالا به من بگو مهریه چیه. میگه تعداد 800 عدد سکه تمام بهار آزادی طرح جدید عندالمطالبه.

 در قانون مدنی تعریفی از مهر ارائه نشده ولی ماده 1078 ق.م در مورد مهر اینطور گفته: « هر چیزی را که مالکیت داشته باشد و قابل تملک نیز باشد می توان مهر قرار داد » و ماده 1080 قانون مدنی هم در ادامه مقرر کرده: « تعیین مهر منوط به تراضی طرفین است » و طبق ماده 1082 قانون مدنی : « به مجرد اینکه زن مالک مهر می شود و می تواند هرنوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید ». پس مهریه به زبان ساده تر مقدار مالی است که با توافق زوجین مشخص شده و در عقد نامه ذکر شده است. مهریه  به محض جاری شدن صیغه عقد جزو حقوق زن است و مرد ملزم به پرداخت مهریه است. گاهی اوقات افرادی مثل پدر شوهر یا مادر شوهر پرداخت مهریه را تضمین میکنن. بهم میگه چنین شرطی در عقدنامه نیست گفتم پس نمیتونی از اموال پدر شوهرت مهریه مطالبه کنی مگر اینکه پدر شوهر و مادر شوهرت فوت کنن و اموال اونها به همسرت ارث برسه و شما بتونی به میزان سهم الارث همسرت اون اموال را توقیف کنید و در حال حاضر فعلا شما هستی و اموال همسرت.

براش توضیح میدم در اولین قدم باید به همراه شناسنامه، کارت ملی و عقدنامه به دفترخانه ازدواج بری و درخواست صدور اجراییه کنی.  در دفترخانه هر مالی از شوهر میشناسی معرفی کنی. اعم از شماره حسابهای بانکی، خط تلفن همراه.، شماره پلاک خودرو، شماره پلاک ثبتی، اموال موروثی، سهام و …. بعد از این مرحله اجراییه صادر میشه و از طریق پیامک به اطلاعت میرسه. تنظیم این فرم ها از اهمیت ویژه ای برخورداره

در مرحله بعد، اموال اقا تا میزان مهریه توقیف میشه اگر کفاف داد که تمام و اگر نداد نسبت به الباقی باید به دادگاه مراجعه کنیم.

یکی دیگه از حقوق شما نفقه است. بگذار همه چیز در مورد نفقه در ازدواج دائم بهت بگم چون در ازدواج موقت حتی نفقه وجود ندارد مگر اینکه بین طرفین شرط شده باشد. ماده 1107 قانون مدنی نفقه را تعریف کرده و گفته نفقه عبارتست از همه ی نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، البسه، غذا، اثاث منزل، و هزینه های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطه نقصان یا مرض. اگر مردی نفقه همسر دائمی خودش را نپردازه زن دو راه داره با تنظیم دادخواست مطالبه نفقه نسبت به نفقه ایام گذشته حال و آینده تا زمانیکه عقد نکاح جاری هست، با مراجعه به دادگاه خانواده مطالبه نفقه کند و یا با مراجعه به دادسرا و طرح شکایت کیفری مستند به ماده 53 قانون حمایت خانواده از همسرش شکایت کرده و در صورتیکه اثبات بشه همسر با وجود تمکن مالی از پرداخت نفقه سرباز میزنه شوهر با مجازات 6 ماه تا دوسال حبس روبه رو میشود. با این وجود چون در این فرض  شما در منزل مشترک زندگی میکنین و همسرتون سرپناه تهیه کرده میمونه هزینه های شخصی. جواب میده که خب ایشون خرجی خونه کامل پرداخت میکنه! بهش میگم پس از این مقوله بگذر.

میگه اما چی گفتی؟ اثاث منزل؟ اگه تهیه وسایل وظیفه مرد باشه که خب شوهرم اینکار را نکرده. اون فقط چند تا تکه وسیله اضافه کرده بقیه وسایل همه جهیزیه منه.

برای جهیزیه سیاهه داری؟ میگه سیاهه دارم! میپرسم میدونی سیاهه جهیزیه باید چه شرایطی داشته باشه که قانونی باشه؟ سیاهه جهیزیه باید شامل تمام اقلام و خصوصیات اون اقلام باشه که توسط زن به خانه شوهر
آورده شده و باید توسط شوهر حتما امضا شده باشد. با خوشحالی میگه همسرم و خانواده اش امضا کردن و  از جهازبرونش فیلمبرداری هم کرده. بهش توضیح میدم که کارش خیلی راحت تر از کسایی هست که سیاهه جهیزیه ندارن. اگر برای جهیزیه سیاهه باشه با یه دادخواست استرداد جهیزیه به راحتی میتونی جهیزیه را خارج کنی اما واویلا اگر جهیزیه بدون سیاهه باشه. اونوقته که باید با فاکتور و دلیل و مدرک به دادگاه بری! میگه خدا را شکر که اینجا خیلی سنتی عمل کردیم! میگم دقیقا ازدواج یه امر شرعی قانونی و سنتیه که اتفاقا همین سنت ها مثل سیاهه گرفتن جهیزیه پشتش یه خردی بوده که ضامن حقوق زن بوده.

خب حق بعدی اجرت المثل زن در دوران زناشویی هست. بگذار همه چیز را در مورد اجرت المثل زن در ایام زناشویی به زبان ساده توضیح بدم.  اجرت المثل مبلغی است که در حین طلاق بابت کارهائیکه به عهده زن نبوده و با درخواست شوهر (زوج) انجام شده است با توافق طرفین و یا نظر کارشناس بر اساس سالهای زندگی زناشویی به زن تعلق میگیره. زن باید در دادگاه ثابت کرده اینکارها را مجانی انجام نداده یا به زبان حقوقی قصد تبرع نداشته. معمولا قاضی در جلسه دادگاه طلاق سوالاتی میپرسدو مثلا قاضی  از خانم میپرسه قصد تبرع داشتی؟ اینجا پاسخ زن در تعیین اجرت المثل اهمیت پیدا میکند.

و حق بعدی شما در مورد هدایای ازدواجه میگه همه طلاها و هدایا را فروختیم و تبدیل به همین خانه شد. راستی من میتونم نصف اموال همسرم را بگیرم. خب بگذار همه چیز را در باره شرط تنصیف دارایی به زبان ساده توضیح بدم.

بهش توضیح میدم شرط تنصیف دارایی که در صفحه هشتم سند ازدواج به صورت چاپی نوشته شده در واقع اولین شرط از شروط دوازدگانه عقدنامه است. طبق اين بند؛ در ضمن عقد نكاح زوج شرط میکند كه هرگاه طلاق بنا به درخواست زوجه نباشد و طبق تشخيص دادگاه، تقاضاي طلاق ناشي از تخلف زن از وظايف همسري يا سوء اخلاق و رفتار او نباشد، زوج موظف است تا نصف دارائي موجود خود را كه در ايام زناشوئي با او به دست آورده يا معادل آن را طبق نظر دادگاه بلاعوض به زوجه منتقل نمايد. برای اینکه این شرط قابل اعمال باشد چند نکته مهم و حائز اهمیته. زن و شوهر، اين شرط را خط نزده باشند و آن را امضا کرده باشند مفاد اين شرط بين طرفين الزام آور است. بعلاوه طبق اين شرط، در صورت وقوع طلاق بين زوجين شوهر بايد تا نصف دارائي خود را كه در ايام زندگي مشترك به دست آورده است با نظر دادگاه به زن واگذار كند مشروط بر اينكه اولاً طلاق به درخواست زن نباشد ثانياً علت درخواست طلاق از سوي شوهر، تخلف زن از وظايف زناشوئي يا سوء اخلاق و رفتار وي نباشد. یعنی هیچ الزام قانونی مبنی بر اینکه حتما شوهر نصف اموالش را به نام خانم کند وجود ندارد. یعنی اگر پنجاه درصد اموال زوج را در نظر بگیری از یک دهم درصد تا پنجاه درصد آن هم بسته به نظر دادگاه به خانم تعلق خواهد گرفت! نکته مهمتر این که شرط تنصيف دارائي زوج تنها شامل اموالي مي‌شود كه بعد از ازدواج و طي زندگي مشترك به دست آمده است و این اموال اگر در اثر ارث به شوهر رسیده باشد شامل تنصیف نخواهد شد. – تفاوتي كه بين اين حق مالي و حق مطالبه نفقه وجود دارد اين است كه در مطالبه نفقه زن تا زماني مي‌تواند نفقه خود را مطالبه كند كه راي الزام به تمكين عليه او صادر و اجرا نشده باشد. بعلاوه طلاق نباید به خاطر سو رفتار خانم باشد. حالا این سورفتار چطر ثابت میشه حتما باید رایی علیه زن صادر شده باشه؟ مثلا عدم تمکین زن صادر شده باشه؟ جواب این سوال اینه که  در شرط تنصيف دارائي، اثبات سوء رفتار يا سوء اخلاق خانم، نيازمند هیچ راي دادگاهی نيست. حتی ممكنه در جلسه يا جلسات رسيدگي به درخواست طلاق از سوي زوج، سوء رفتار يا اخلاق زن برای قاضی به اثبات برسه و بحث تنصیف دارایی منتفی شود.

بجز این موارد گاهی بین زن و مرد اموالی رد و بدل میشه! اموالی مثل پول، ملک، ماشین و …. بهتره در هنگام طلاق این اموال هم در هر مورد تعیین تکلیف بشه که بعد از طلاق ماجراهای مالی دامنگیر طرفین نباشد.

و حالا بحث حضانت را باهم بررسی کنیم. مخصوصا که در کیس شما حضانت کودک زیر هفت سال و بالای هفت سال مطرح میشه.

میگه بله بچه ها برام مهمن. خب در مورد حضانت فرزندان دختر و پسر تا هفت سال اولویت با مادر و بعد از هفت سال به تشخیص دادگاهه. در این مواقع دادگاه شرایط روحی طفل را بررسی میکنه مثلا دادگاه شرایط فرزند را از نظر وابستگی عاطفی بررسی میکند. خیلی وقت ها قاضی با فرزند مشترک صحبت میکنه و ازش سوال میپرسه. معمولا زمانیکه بچه ها متعدد باشن کافیه فرزند بزرگتر بگه که دلش میخواد کنار مادر یا پدر و خواهر و برادر کوچکترش باشد در این شرایط دادگاه به این خواسته کودک توجه و نتیجه گفتگو با کودک را در رای صادره لحاظ میکند گاهی هم از کمک مددکار استفاده میشه. در هر صورت یک امر تخصصی و بسته به نظر قاضی دادگه. البته که پرداخت نفقه و هزینه ها کودک همگی بر عهده پدر است.

به اینجای صحبت که رسیدیم. میپرسم میخوای چیکار کنی؟ میگه کمکم میکنی؟ میگم تصمیم با توست! برام شعری زمزمه میکنه که نتیجه ی این گفتگوی زمستانیه!

نه همنشین بدی بوده ام نه یار بدی                   به پای هیچ نشستم عجب قمار بدی

روا نبود که در ما غریبه رخنه کند                  عجب رفاقت تلخی چه روزگار بدی

میان برزخ و دوزخ نشانده ای ما را                  در انتظار عذابم چه انتظار بدی

آهی میکشه و میگه رفیق جانم، خانم وکیل، تصمیمم گرفتم این زندگی دیگه گرم نمیشه. صدای گریه و دعوای بچه ها با گریه های خودش پشت تلفن روی صندلی میخکوبم میکنه!  آهی میکشم و میگم برای آرامشت دعا میکنم. میره به بچه ها برسه و تکه پاره های قلبش با سرانگشتهای کوچک این فرشته ها شفا بده!

 من اما موندم و غروب دلگیر زمستان. به چای یخ کرده در فنجان گلدارم نگاه میکنم. هنوز بوی هل به مشامم میرسه، هنوز خوشرنگه و در فنجان میرقصه اما نوشیدنش برام دلچسب نیست. چقدر بعضی چیزها از دور قشنگه دلم اتفاقی دلچسب میخواد مثل یک تماس از دوستی که خبر بده از باقیمانده ویرانه های زندگیش دوباره یه کاخ رویایی ساخته! یه تماسی که صدای خنده های بچه ها فضا را پر کرده باشه. دلم حال خوب میخواد. ! باید این فنجان را از چای سرد خالی کنم و ذهنم و از حرف های تلخ! دلم چای گرم میخواد.

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.